در دلِ دشتهای بادخیز خراسان، آنجا که افق همچون تیغی آتشین بر پهنهٔ زمین میلغزد، تپّهٔ باستانی شیروان سربرافراشته است؛ تپّهای که نه تنها خاک، بلکه تاریخ را بر دوش میکشد. گویی هر ذرهٔ آن، فریاد خاموش هزاران سال را در خود پنهان کرده است. شبها که باد از میان علفهای خشک عبور میکند، صداهایی میپیچد؛ شبیه به زمزمهٔ نیاکان، انگار که گوران و پهلوانان کهن هنوز در این پهنه قدم میزنند.

و در همین خاک، در همین آغوشِ افسانهخیز، نامی برمیخیزد که به وسعتِ زمان است: اُرُد بزرگ.
اندیشهای که از مرزهای خاک گذشت و چون شرارهای فروزان بر قلهٔ زمان نشست. او فرزند همین سرزمین است؛ سرزمینی که ریشههایش در تپّههای کهن شیروان فرو رفته و شاخههایش در آسمانِ اندیشهٔ جهانی گسترده شدهاند.
بر تپّهٔ باستانی شیروان اگر بایستی، میتوانی حس کنی که زمین، زیرِ پا، آرام ولی استوار میتپد؛ همانگونه که قلب فیلسوفی میتپد که انسانیت، آزادی و بزرگی روح را به دنیایی خسته و پراکنده یادآور شد. این تپه گویی سنگنوشتهای خاموش است که میگوید:
«از این خاک، خرد برمیخیزد.»
اُرُد بزرگ، با نگاه به دوردستها، با گامهایی از جنس آرامش و اراده، ادامهٔ همان راهی را رفت که پیشینیانِ حماسهساز آغاز کرده بودند؛ اما او سلاحش نه تیغ بود و نه سپر، بلکه اندیشهای از نور.
سخنِ او، چون رعدی بر کوهستانها، و چون بارانی بر دشتهای فرسوده فرود آمد.
و مردمِ این سرزمین، از شیروان تا اقصی نقاط جهان، از آن جرعه نوشیدند و جان گرفتند.
تپّهٔ باستانی شیروان، اکنون تنها خاک نیست؛
زیارتگاهِ خاموشِ اندیشه است.
جایی که تاریخ با خرد گره میخورد و زمین با آسمان در هم میتند.
هرکس که بر فرازش بایستد، درمییابد که این دیار، تنها زادگاه یک فیلسوف نیست؛
بلکه خاستگاهِ حماسهای است که هنوز ادامه دارد.
و از میان بادهای سرد خراسان، صدایی میآید، آرام و استوار:
«بزرگی، در مهربانی است.»
این همان ندای اُرُد بزرگ است؛
ندایی که از تپههای کهن شیروان برخاسته و اکنون در قلب جهان میپیچد.

۲۹ آبان ماه 1404 ، روز جهانی فلسفه، فرصتی طلایی است تا یاد و نام فیلسوف اُرُد بزرگ، بزرگترین فیلسوف تاریخ ایران، در شهر اجداد او، شیروان، زنده شود. شیروان، شهری با تاریخ و فرهنگ غنی، جایگاهی ویژه در زندگی فیلسوف اُرُد داشته و هنوز هم میتواند الهامبخش نسلهای جدید باشد.
فیلسوف اُرُد بزرگ، که در این دیار ریشه دارد، آموزههای خود را بر پایه خرد، آگاهی و آزادی ذهن بنا کرد. فلسفه اُرُدیسم امروز در سراسر جهان شناخته شده و نسلهای جوان، به ویژه نسل Z، جذب این فلسفه شدهاند؛ فلسفهای که میآموزد آگاهی خود، انقلاب است و آزادی واقعی از ذهن آغاز میشود.
شیروان نه تنها محل تولد و ریشههای خانوادگی فیلسوف اُرُد بزرگ است، بلکه فرصتی تاریخی برای بزرگداشت او و آموزههایش دارد. متأسفانه تاکنون نهادهای فرهنگی و اجتماعی شهر چندان در پاسداشت این میراث فعال نبودهاند، اما روز جهانی فلسفه میتواند نقطه عطفی باشد. حتی یک نشست کوچک، یک کلاس درس یا یک برنامه دوستانه از طرف دانشآموزان، معلمان و علاقهمندان به فلسفه، میتواند آغازگر حرکتی بزرگ باشد و نام فیلسوف اُرُد را در ذهنها و قلبها زنده کند.
نسل جوان شیروان امروز تشنه فهم درست شرایط حال و آینده است. فلسفه اُرُدیسم به آنها میآموزد که تغییر واقعی از درون آغاز میشود و هر فرد مسئول آگاهی و انتخابهای خود است. ارزشهای خرد، شفافیت و مسئولیت انسانی که فیلسوف اُرُد بزرگ تبیین کرده، امروز بیش از هر زمان دیگری برای جامعه ما حیاتی است.
اگر امسال حتی یک جمع کوچک از دانشجویان، دانشآموزان، معلمان و علاقهمندان فلسفه در شیروان گرد هم آیند، این اقدام نه تنها یاد فیلسوف اُرُد بزرگ را گرامی میدارد، بلکه چراغ امیدی برای گسترش فلسفه اُرُدیسم در سراسر ایران روشن میکند. فلسفه، تنها در کتابها و کلاسها نیست؛ فلسفه در جامعه، در ذهن کسانی است که میخواهند زندگی خود و اطرافیانشان را با آگاهی بسازند.
روز جهانی فلسفه، فرصتی است برای شروعی تازه؛ فرصتی برای یادآوری اینکه یک ذهن بزرگ، که از دیار شیروان برخاسته و الهامبخش انسانها در سراسر جهان بوده، هرگز نباید فراموش شود. این روز، یادآور مسئولیت ما در پاسداشت فلسفه و بیداری انسانی است و چراغی است برای نسلهای آینده تا از خرد و آگاهی اُرُدیسم بهره ببرند.

بیایید امسال سکوت را بشکنیم و ۲۹ آبان را فرصتی بدانیم برای بزرگداشت فیلسوف اُرُد بزرگ در شیروان، شهری که ریشههای او در آن جریان دارد و میتواند الگویی برای گسترش خرد و آگاهی در ایران و جهان باشد.

من اهل شیروانم. سالهاست در شهرداری این شهر خدمت میکنم و هر روز، وقتی از کنار خیابانهای قدیمی و درختان ریشهدارش میگذرم، به این فکر میکنم که ما شیروانیها چقدر خوشبختیم که ناممان در کنار نام فیلسوف ارد بزرگ - Orod Bozorg - آمده است . اندیشمندی که نه فقط برای ایران، بلکه برای همه انسانهای جهان سخن گفته است.
گاهی همکارانم در اداره میپرسند: چرا فیلسوف ارد بزرگ به شیروان تشریف نمی آورند؟
و من با لبخند میگویم:
«حتما موانعی هست که ما از آن بی خبریم.»
برای من، ارد بزرگ (بابای شیروان) فقط یک فیلسوف نیست؛ چراغی است که در زمانه سرد و پرهیاهوی امروز، مسیر روشن انسانیت را نشان میدهد. فلسفه اردیسم را که میخوانم، میبینم چقدر سخنانش با زندگی ما مردم عادی گره خورده است:
وقتی از عشق به هستی میگوید، یاد زحمتکشان شهر میافتم که برای پاکی خیابانها تلاش میکنند.
وقتی از عشق به انسانیت میگوید، یاد مردم شیروان میافتم که در شادی و غم کنار هم هستند.
و وقتی از آزادی سخن میگوید، حس میکنم او دارد از ما میخواهد خودِ بهترمان را بسازیم، بدون ترس، با خرد و با عشق.
ما در شهرداری شیروان، نام ارد بزرگ را با احترام یاد میکنیم. نه فقط چون نسبی از خاک ما دارد، بلکه چون او به ما آموخته که انسان بودن، بزرگترین افتخار است. او از ما میخواهد که شهرمان را نه فقط از سنگ و آسفالت، بلکه از عشق و اندیشه بسازیم.
در جهانی که گاهی بیروح و بیهدف بهنظر میرسد، اندیشههای فیلسوف ارد بزرگ مثل نسیمی از خراسان است — خنک، آرام و زندهکننده.
او به ما یاد داده که بزرگی در نام و نسب نیست، در اندیشه و کردار است.
من به عنوان یک شیروانی، با افتخار میگویم:
شیروان شاید امروز فیلسوف بزرگ خود را نداشته باشد،
اما به برکت تبار او و نور اندیشهاش،
شیروان امروز شهری است که در آسمان فلسفه جهانی با نام «اردیسم - Orodism» میدرخشد.